به نام خدا

تاريخ : 19/ 5 / 2006

Home page

 

 

 

THE PRINCIPLE OF UNIVERSAL PARALLELISM
AND IT'S APPLICATION IN EARTHQUAKE PREDICTION
 

نظریه اصل موازات و كاربرد  آن  در پيش بيني زمين لرزه ها

 

 سيامك زند پور

     چكيده

     با استفاده رابطه اصل موازات براي تجزيه و تحليل و توجيه پديده هاي جهان ديگر نيازي به استدلال و اثبات،  صرفاً بر پايه رابطه علت و معلول نيست. بلكه بر اين پايه استوار مي باشد كه جهان داراي نظم و هارموني كامل و دقيق بوده و جايي براي تصادفات وجود ندارد. بدين جهت هر پديده اي قابل پيش بيني است.  بنانراين ميتوانيم  نظم و هارموني هر پديده شناخته شده را به عنوان  مرجع قرار دهيم، و بر اساس رابطه اصل موازات،  نظم و هارموني مجهول هر پديده  ديگر را استنتاج نماييم.   اصل موازات ضمن گشودن دريچه و افقهاي جديدي از علم، يك درك بهتر از جهان هستي را در اختيار ما مي گذارد تا بتوانيم از اين اصل در رشته هاي مختلف علوم مانند  زمين شناسي، هواشناسي، علوم پزشكي،  تاريخ،  اقتصاد  و غيره  استفاده كنيم. در اين مقاله، كاربرد اين اصل را براي پيش بيني زمين لرزه ها  نشان مي دهيم. اينجا از هارموني هاي شناخته شده منظومه شمسي  براي 105 سال گذاشته (1900 تا 2005 ميلادي)  به عنوان مرجع جهت  پيش بيني هارموني مجهول فركانس زمين لرزه هاي بزرگ  جهان (از 7 ريشتر به بالا) براي همان دوره استفاده كرده ايم.

 

مقدمه

    به عنوان مقدمه، بعضي از شواهد عمده را با سه نمودار زير همراه با توضيحات مختصر ارائه مي دهيم. سپس نظريه اصل موازات را  قرار مي دهيم همراه با توضيحات كامل درباره داده هاي زمين لرزه ها و چگونگي استخراج هارموني منظومه شمسي همراه با چند شواهد ديگر.

 شكل 0.1  زير،  فركانس يا تعداد سالانه زمين لرزه هاي عمده جهان (از 7 ريشتربه بالاتر) از 1970 تا  5 دسامبر 2005 همراه با هارموني هاي سالانه منظومه شمسي براي همان دوران كه  تا سال  2020 امتداد يافته است نشان ميدهد. اين هارموني سالانه منظومه شمسي فقط يك استخراج اوليه مي باشد كه با  تنظيم دقيق تر، امكان بدست آوردن فركانس دقيق اين زمين لرزه ها وجود دارد.

Fig.0.1

______________________________________________________________________________________________________________

          در قسمت بالاي شكل شماره 1 فركانس سالانه زمين لرزه هاي عمده جهان  (از 7 ريشتر به بالاتر) براي 98  سال از 1900 تا 1998 ميلادي ارائه مي شود. نموداري كه زير آن ديده مي شود هارموني هاي سالانه منظومه شمسي براي همان دوران را نشان ميدهد. اين نمودار در مقاله اي منتشر گرديد كه كاربرد اصل موازات براي پيش بيني زمين لرزه ها  در بيست و يكمين گردهمايي علوم زمين در تهران (بهمن 1381) براي اولين بار معرفي كرده بود. نمودار قبلي 0.1   فقط امتدادي از همين نمودار است كه شامل سالهاي باقيمانده 1998 تا 2004 مي باشد.

_________________________________________________________________________

شكل 1.5 فركانس سالانه زمين لرزه هاي جهان (از 7 ريشتربه بالاتر) از 1905 تا 1965 ميلادي (خط سياه) همراه با هارموني سالانه منظومه شمسي (خط قرمز) را نشان مي دهد. اين آمار زمين لرزه ها در كنفرانس 22 جون 1962 كه توسط دپارتمانهاي ژئوفيزيك دانشگاه  Western Ontario  ،  London و Canada  برگزار شده  بود، مورد استفاده قرار گرفت (مراجعه شود به منبع 4).  در سال 1990 ميلادي همين آمار توسط بنده مورد استفاده قرار گرفت جهت نشان دادن رابطه فركانس زمين لرزه ها با حركات 5 سياره بيروني منظومه شمسي كه در آن زمان به موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران ارائه گرديد. در آن زمان اين كار بدون چهارچوب اصل موازات ارائه شده بود و توسط دانشگاهيان به عنوان يك تصادف جالب در نظر گرفته شد. هدف بنده اين بود كه براي تحقيقات بيشتر حمايت جلب كنم و سرانجام به اصل موازات اشاره كنم. از آنجايي كه حمايت و همكاري مورد نياز بدست نيامد پيشرفت اين كار تحقيقاتي كاهش يافت و محدود گرديد به پديده هاي ديگر غير از زمين لرزه ها كه با نتيجه هاي خوبي همراه بود. اكنون با استفاده از خدمات اينترنت كه دسترسي به داده ها را براي عموم آسان تر كرده است اين كار تحقيقاتي با زمين لرزه ها دوباره از سر گرفته شده و توسعه يافته است و اكنون در اين مقاله همراه با اصل موازات ارائه مي گردد. اگر 15 سال پيش شكي در مورد حسن اين همبستگي وجود داشت و اينكه آيا اين همبستگي براي آينده نيز صدق خواهد كرد؟  اكنون با اين داده هاي توسعه يافته كه شامل سالهاي 1965 تا 2004 مي باشند همراه با چهارچوب اصل موازات اين ترديدها بايد ضعيفتر شده و موجب توجه بيشتر شود و تحقيقات بيشتر در اين زمينه را تشويق كند.

Fig. 1.5

 

************************************************************

 

 

اصول سه گانه اصل موازات

1- جهان يك واحد كاملاً منظم و هارمونيك  است، كه آن را "واقعيت كل" مي ناميم.

 2- اين واحد كل را به دو واحد فرعي مثبت و منفي تقسيم مي كنيم كه در نتيجه امكان ايجاد واحدهاي فرعي بيشماري بوجود خواهد آمد كه همه آنها با هم رابطه هارمونيكي دارند. اين واحدهاي فرعي را "واقعيتهاي فرعي" مي ناميم.

 3- به دليل وجود اين رابطه هارمونيك ما ميتوانيم از نظم و هارموني هر واقعيت فرعي به عنوان مرجع براي تجزيه و تحليل  و استنتاج در مورد ديگر واقعيتهاي فرعي استفاده كنيم. این اصل را "رابطه  موازات" مي ناميم.

 

تعريف اوليه از واحدها يا واقعيت هاي فرعي

 

 

   اصل اول به این موضوع  اشاره می کند که  بعلت نظم دقيق و كامل جهان، هيچ جايي براي تصادفات وجود ندارد. ضمن توجه به اين نكته مي توان با استفاده از اصل دوم و سوم در مورد گذشته، حال، آينده و همچنين ماهيت هر چيزي و هر رويدادي اطلاعات كسب نمود.

واقعيتهاي فرعي مي توانند هر چيزي باشند بعنوان مثال: شكل گيري بدن انسان، حيوانات، گياهان، كوهها،  و همچنين در پديده هاي زمين شناسي و جوي مانند زمين لرزه ها، سيلها، طوفانها، خشكساليها، در اقتصاد مانند: صعود و سقوط قيمتها و سهام، در پزشكي نيز بعنوان مثال: روند بيماريها و بهبود آنها، در زيست شناسي مانند:  روند رشد گياهان، جنگلها و محصولات كشاورزي و غيره باشد.  پس نظم و هارمونی هر جزء از جهان واقعیت فرعی است. 

اگر چه تعريف و ماهيت واقعيتهاي فرعي  نقشی مهم ايفا ميكند، ولي در اين مقطع كافيست آنها را بعنوان موضوعي كه در هر زمان داراي يك نمودار قابل رسم باشد تعريف كنيم و همانطور كه گفته شد مي توان با مرجع قرار دادن يك واقعيت فرعي، به ماهيت و روند يك واقعيت فرعي ديگر پي برد و به اصطلاح از ماهيت مجهول پديده ديگر مطلع شد. از اين طريق مي توان به فرآيند درك بهتر واقعيتهاي فرعي مجهول سرعت بخشيد.  براي استنتاج صحيح و دقيق در مورد واقعيات فرعي مجهول بايد اطلاعات دقيقي از واقعيت فرعي مرجع داشته باشيم.

درعصرحاضر، یعنی عصر ارتباطات و اطلاعات امكان دستيابي به داده هاي ثبت شده (همراه با تاریخ و ساعت) در مورد رويدادها، باعث شده تا بتوانيم دانش و درك خود را نسبت به رويدادها و يا واقعيات فرعي افزايش دهيم.

 

  

به كارگيري يك واقعيت فرعي مناسب بعنوان مرجع

 

     ما دراينجا از هارموني منظومه شمسي بعنوان يك واقعيت فرعي مرجع استفاده كرده ايم. اين نظم را مثلاً مي توان در حركت اجرام سماوي به دور خورشيد بوضوح ديد و براحتي قابل محاسبه و رسم برروي محور زمان مي باشد.

نكته مهم اينست كه ما بايد يك درك نسبتاً كامل و دقيق در مورد واحد مرجع داشته باشيم تا بتوانيم نظم و هارموني آنرا استخراج كنيم و سپس بر مبناي آن در مورد واقعيت فرعي ديگر به تجزيه و تحليل بپردازيم. يا اينكه به نظم و هارموني واقعيت فرعي ديگر پي ببريم. مثلاً نظم پديده هاي زمين شناسي مانند زمين لرزه ها.

نظم منظومه شمسي را با تمام ابعاد آن بايد مورد مطالعه قرار داد، يعني بعد طول، عرض و فاصله مدار سيارات. اگر چه عرض و فاصله در مقايسه با تغييرات طول، نوسانات كوچكتري دارند. بايد بزرگي و جرم سيارات نسبت به هم را نيز در نظر گرفت.

اصولي ترين و مهمترين هارموني ها يا ريتم ها در منظومه شمسي عبارت هستند از دوره تناوب سيارات (يعني گردش كامل به دور خورشيد) (به ضميمه I مراجعه شود) حجم و جرم و دوره اين سيارات نشانه هاي خوبي براي بررسي ماهيت و روند تغيير آنها به حساب مي آيند. از نمودار اين هارموني بصورت موازي براي درك نمودار همه اجسام  و موجودات زنده و غير زنده در اين منظومه میتوان استفاده كرد.به عنوان مثال سياره مشتري كه جرم آن در مقايسه با سيارات ديگر بسياراست يك دوره تناوب تقريباٌ 12 ساله دارد كه هارموني اين دوره را ميتوان در طبيعت مشاهده كرد (دراين باره درآينده مطالبي آورده خواهد شد). به همين ترتيب اين مساله براي ديگر سيارت نيز صادق است. مثلا كره زمين يك دوره تناوب 12 ماهه دارد و يك دوره وضعي 24 ساعته كه اين بيشترين قسمت زندگي موجودات بر روي زمين را تنظيم ميكند، و كاملاً مشهود و محسوس است. سپس كره ماه (با دوره تناوب 5/27 روز دور زمين) اگر چه نسبتاً كوچك است اما به علت نزديكي آن به زمين، موازي با پديده هاي زميني مي باشد كه ريتم آنها متناسب يا موازي با نمودار حركت كره ماه است. پس نمودار حركتي و ماهيتي هریک ازسيارات و اجرام سماوي منظومه شمسي به نسبت خود موازي با روند پديده هايي هستند كه در منظومه شمسي رخ مي دهد.

در ضميمه A2 مهمترين ريتمها يا ريتمهاي پايه اي (يعني دوره تناوب سيارات) در منظومه شمسي نشان داده مي شود. سيارات كند حركت يا سيارات بيروني (يعني مشتري، زحل، اورانوس، نپتون و پلوتو) بر معيار سالانه براي 101 سال (1900م تا 2001م) ديده مي شود. اين نمودارها طول سماوي سيارات (از صفر تا 360 درجه) را بصورت خورشيد محوري (Heliocentric) نشان مي دهند. اين حركات نموداري ارائه شده اند تا ريتم نوسان آنها قابل مشاهده باشد.

در ضميمه I داده هاي فيزيكي سيارات ارائه شده اند. بعلاوه سيارات ذكر شده، اجسام سماوي ديگري (Comets يعني ستاره هاي دنباله دار) هم در منظومه شمسي وجود دارند كه هر كدام به نسبت خودش داراي اهميت است گر چه در مقايسه با اجسام بزرگتر فقط نشانگر نوسانات جزئي مي باشند.

فاصله هاي نسبي اجسام نسبت به هم نيز داراي اهميت مي باشند. نزديكترين فاصله يا مقارنه (Conjunction) و دورترين فاصله يا مقابله (Opposition) بين دوسياره مهمترين فاصله ها هستند. همانطور كه مقارنه و مقابله بين كره ماه و خورشيد همراه با نوسانهاي حداكثر و حداقل جذر و مد آب هاي كره زمين مي باشند، به همين ترتيب مقابله و مقارنه بين ديگر سيارات نيز همراه با پديده هاي خاص مي باشد.

اجازه دهيد نگاهي دقيقتر و مختصر به يك نمونه ساده كه در طبيعت قابل مشاهده است بياندازيم. در شكل (شماره 0.1) ارتفاع سطح آب، هنگام جذر و مد در محل Pointe au Pere-Quebec كانادا در ماه آوريل 1965م ديده مي شود. همانطور كه ملاحظه مي شود حدود هر 15 روز اين نوسانها به حداكثر (Spring tide) يا جذر و مد كامل، و حداقل (Neap tide) يا جذر و مد خفيف مي رسند. (البته در بعضي از مكانها ممكن است به علت عوامل محلي تغييراتي وجود داشته باشد اما در  هر صورت اين ريتم 15 روزه ثابت خواهد بود). در شكل (شماره 0.2 )، فاصله زاويه اي كره ماه و خورشيد براي همان مدت زمان ديده مي شودکه اوجهای این نمودار با زمان ماه نو و کامل مطابقت دارد.

 

Fig. 0.1

Fig. 0.2

Fig. 0.3
 

    شكل 0.3 رابطه خورشيد، زمين و كره ماه را به هنگام جذر و مد نشان ميدهد. در نقطه a1 (مقارنه) فاصله زاويه اي خورشيد و ماه صفر درجه و در نقطه a2 (مقابله) 180 درجه است. در اين دو نقطه جذر و مد در حداكثر نوسان خود (جذر و مد كامل) بوده است. در اينجا نقطه a1،a2 را محور مثبت مي ناميم و نقاط b1،b2 را محور منفي، كه دقيقاً بر هم عمودند. در اين دو نقطه جذر و مد نوسان هاي حداقل دارند. نمونه فوق اهميت محورهاي مثبت و منفي را نشان مي دهد.

همانطور كه مشاهده شد پديده جذر و مد با فاصله زاويه اي خورشيد و ماه متناسب است،  به عبارت ديگر اين دو پديده موازي نسبت به هم هستند. البته امروز ما براي توجيح اين مسئله بر اساس رابطه علت و معلول يك توضيح فيزيكي مي آوريم. ولي اصل موازات محدود به اين رابطه فيزيكي نمي باشد. اينجا فقط رابطه موازي بودن اين دو پديده داراي اهميت مي باشد.

در ضميمه A3 فاصله هاي متقابل بعضي از سيارات كند حركت يا بيروني براي 101 سال (1900م تا 2001م) نشان داده شده است.

 

 

يك روش عملي براي بكار گرفتن هارموني های منظومه شمسي

    ضميمه A1 يك ديد نسبي از مدارهاي سيارات وجرم آنها به ما ميدهد. در قسمت بالا مدارهاي سيارات بيروني يعني مشتري تا پلوتو، و در قسمت پاييني، مدارهاي سيارات داخلي يعني از عطارد تا مريخ نشان داده شده است. فاصله هاي مياني سيارات از خورشيد به نسبت واقعي آنها نمايش داده شده اند.

براي ايجاد يك نقطه مبدا جهت بكار گرفتن حركات سيارات مي توان يك نقطه دلخواه از مدار زمين (ecliptic يا دايره البروج) را به عنوان نقطه صفر دايره در نظر بكيريم.

از اين نقطه، دايره مدار زمين را به يك شكل هندسي مناسب تقسيم ميكنيم. به عنوان مثال ما در اين مقاله از مدل شش ضلعي (Hexagon) استفاده ميكنيم.(به ضميمه B مراجعه شود)

اينجا دو شش ضلعي كه يكي مثبت و ديگري منفي تلقي مي شوند روي اين صفحه دايره البروج طوري قرار گرفته اند كه دو راس يكي از آنها بر دو راس شش ضلعي ديگر عمود است. اكنون ما 12 راس داريم كه با فاصله مساوي 30 درجه نسبت به هم قرار گرفته اند، و به ترتيب يكي مثبت و ديگري منفي ميباشد. البته در اينجا اهميتي ندارد كه كدام يك مثبت و كدام منفي در نظر گرفته شود بلكه فقط دو قطبي بودن آنها مد نظر است. اين مدل در ضميمه B شكل 3 ارائه گرديده است.

اكنون با مرجع قرار دادن اين مدل ما حركات واقعي سيارات را كه در تقويم هاي نجومي (  (Almanac بين المللی منتشر شده اند (رجوع شود به منابع 3) و بر حسب موقعيت زمين مركزي سيارات مي باشد، در نظر ميگريم البته ما ا زموقعيت خورشيد محوري سيارات نيز مي توانيم استفاده كنيم. ولي در اينجا ما موقعيت زمين مركزي را مرجع قرار مي دهيم تا از محاسبات اضافي بپرهيزيم. به علت اينكه بيشتر با پديده هايي كه روي زمين رخ مي دهند سروكار داريم موقعيت زمين مركزي مناسب تر مي باشد.

از ديدگاه زمين مركزي، دوره تناوب 27.5 روزه كره ماه و چرخش وضعي 24 ساعته كره زمين از هارموني هاي پايه اي مي باشند و براي نتظيم روز، ساعت و واحدهاي كوچكتر زمان بكار مي روند.

    در ضميمه D حركات سيارات بطور گرافيكي براي 50 سال (1950م تا 2000م) نشان داده شده اند.در اينجا با يك مقياس سالانه و با درجه بندي هاي ماهانه حركات پنج سياره بيروني (مشتري تا پلوتو) هر كدام در يك ستون جداگانه ارائه مي گردد. زمان ورود و خروج سيارات به بخشهاي 12 گانه مدل شش ضلعي با دقت يك ماه به وضوح قابل مشاهده است. به عنوان مثال، در نمودار C می بینیم که مشتری در سال 1951 ماه چهارم  (April)  وارد بخش اول (یعنی  طول سماوی صفر درجه) می شود و درسال 1952 ماه پنجم  (May) وارد بخش دوم (یعنی  طول سماوی 30 درجه) می شود.  شكستگي هايي كه در مرز بخش ها ديده مي شود به علت حركت رجعي سيارات (از ديدگاه زمين مركزي) است كه در نزديكي مرز بخش ها رخ مي دهد.

طبق توافق بين المللي نقطه آغاز طول سماوي، يعني صفر درجه در نقطه اعتدال بهار (ُSpring Equinox) تعيين شده است. نمودار C  در ضميمه D حركات سيارات را نسبت به  اين نقطه آغاز نشان مي دهد. از آنجاييكه اين دو شش ضلعي 12 بخش 30 درجه اي ايجاد ميكند، لذا ما يك دامنه 30 درجه اي داريم كه مي توانيم در هر نقطه اين 30 درجه، نقطه آغاز را قرار دهيم. اين دامنه 30 درجه اي را "دامنه تنظيم" (Tuning range) مي ناميم. اكنون اين دامنه تنظيم به 4 بخش 5/7 درجه اي تقسيم گرديده است. (به ضميمه C رجوع شود) و براي هر بخش از اين 4 بخش يك نقطه آغاز جديد تنظیم گردیده كه با گرافهاي  A،B،C،D در ضميمه D  ارائه شده اند. در  ضميمه C  ملاحظه می شود که طول سماوی 345 درجه  با نقطه آغار بخش A مطابقت  دارد. 7/5 درجه بعد،  یعنی در طول سماوی 352/5  درجه،  نقطه آغار بخش B می باشد. باز 7/5 درجه دیگر، یعنی  طول سماوی 360 یا صفر درجه (نقطه اعتدال بهار)  نقطه آغار بخش C می باشد. به همین دلیل، نمودار C حرکت سیارات را بطور استاندارد طبق  تقويم هاي نجومي (  (Almanac بين المللی نشان می دهد. در آخر، طول سماوی 7/5 درجه نقطه آغاز بخش D می باشد. همانطور که از این چهار نمودار گرافیکی حرکت سیارات در  ضميمه D   مشاهده ميشود این چهار نقطه آغاز باعث جابجايي بخش های دوازده گانه در طول محور زمان مي شوند.

سيارات داخلي را بر خلاف سيارات بيروني نمي توان به راحتي بر مقياس سالانه نشان داد (به علت حركت سريع آنها). در ضميمه  E سيارات داخلي در مقياس روزانه براي شش ماه ارائه شده اند. براي ارائه جزييات بيشتر هر شش ضلعي به دو مثلث (تشكيل دهنده) تقسيم گردیده که با رنگهای جداگانه نشان داده شده است (به ضميمه B رجوع شود)  كه رنگهاي روشن نشانگر دو مثلث شش ضلعي مثبت و رنگهاي تيره نشان دهنده دو مثلث شش ضلعي منفي است.

حال با رسم يكي از دو قطب منفي يا مثبت ما ميتوانيم هر سيكل سياره و يا تركيبي از سيكلها را بصورت نمودار نشان دهيم.

ارائه خطي اين نمودارها كه در گرافهاي A،B،C،D ديده مي شوند، داراي اطلاعات زيادي هستند در حاليكه ارائه آن بصورت نموداري فقط يك سري داده هاي فيلتر شده را نشان مي دهد.

در ضميمه G  نمودار پنج سيكل سيارات بيروني بصورت تركيبي براي 100 سال (1900 تا 2000م) ديده مي شود. اين نمودار تعداد سيارات در شش ضلعي مثبت A را نشان ميدهد.  در ضميمه H همه نمودارهاي ممكن براي اين 30 درجه دامنه تنظيم، هم براي شش ضلعي مثبت و هم براي شش ضلعي منفي براي هر دو درجه نشان داده شده است. نكته قابل توجه اينست كه نمودار شش ضلعي منفي دقيقاً معكوس نمودار شش ضلعي مثبت است.

براي هارموني هاي سالانه منظومه شمسي، حركت 5 سياره بيروني مشتري، زحل، اورانوس، نپتون و پلوتو در نظر مي گيريم.

براي هارموني هاي ماها نه  منظومه شمسي، حركت 4 سياره داخلي مريخ، زمين، زهره  و عطارد را همراه با هارموني هاي  سالانه در نظر مي گيريم .

براي هارموني هاي روزا نه  منظومه شمسي، حركت كره ماه  همراه با هارموني هاي  ماها نه و سالانه را در نظر مي گيريم .

 

بايد به اين مطلب اشاره شود كه استفاده از مدل هاي هندسي مختلف  و نحوه بكارگيري آنها باعث ايجاد فركانس هاي گوناگون ميشود. در اين مرحله اوليه كافي است بدانيم كه فركانس مجهول مورد نظركه در جستجو آن هستيم  بايد وجود داشته باشد و موضوع فقط بر سر پيدا كردن آن فركانس ميباشد.

 

 

 

 

روند تنظيم Tuning process)) هارموني منظومه شمسي با هارموني واقعيت فرعي مورد نظر

 

تشابه وقوع كل زمين لرزه هاي جهان با هارموني منظومه شمسي از طريق روند تنظیم  ((Tuning process  بدست آمده است. در اينجا فرکانس یا تعداد زمين لرزه هاي بزرگ جهان (یعنی هارموني زمين لرزه ها)  با هارموني منظومه شمسي تنظیم مي گردد. در واقع ما مي توانيم از نظم منظومه شمسي هارموني هاي بيشماري استخراج كنيم ولي معيار اينست كه آنها بايد با هارموني  گذشته، حال و آينده رويدادهاي مورد نظر ما متناسب باشند و اين تناسب نه فقط در مقياس سالانه بلكه  در مقياس ماهانه و واحدهاي كوچكتر زمان نيز بايد وجود داشته باشند. طبق نظریه اصل موازات که می گوید همه چیز در جهان  (یعنی همه واقعیت های فرعی) از یک هارمونی و نظم مطلق پیروی می کنند، یعنی همه واقعیت های فرعی دارای یک رابطه موازی خاص نسبت به يكدیگر می باشند، لذا این امکان وجود خواهد داشت که  با مراجعه به هارمونی هر واقعیت  فرعی ، به  هارمونی  واقعیت  فرعی دیگر  پی برد و آنرا پیش بینی کرد.

در اين مقاله ما کل جهان را به عنوان یک نقطه